
با دیدن این تابلوی مارک ورال ( Mike Worral) یاد رمان باشگاه مشت زنی Fight Club افتادم. در دو جا راویِ این رمان می گوید که می خواهد ماتحتش را با مونالیزا پاک کند. یک مکانیک که به گروه باشگاه مشت زنی اضافه شده است می گوید: “لوور ]موزه[ را آتش بزنید، و ماتحتتان را با مونالیزا پاک کنید. این گونه حداقل خدا اسم ما را به یاد خواهد آورد.” چرا که او معتقد است که برای رستگار شدن اول باید به “چشم” بیاییم و ما این قدر بی نام و نشانیم که به چشم نمی آییم. به نظرِ این شخصیت، بهتر است “دشمنِ” خدا باشیم تا اصلا “هیچ چیز” نباشیم. “جهنم” از “هیچ چیز” بهتر است. در همین رمان راوی می گوید: “هیچ چیز ثابت نیست. حتی مونالیزا دارد از هم می پاشد. شاید پاسخ پیشرفت دادن خودمان نیست. شاید پاسخ تخریب کردن خودمان است.”
تخریب کردنِ مونالیزا در مترو، تخریب کردنِ بخشی از ذهن ماست که همگانی ست. چرا که باز هم به قولِ چاک پالانیک “ذهن هیچ کس ساخته یِ خودِ او نیست”.