پدرسالاری و هم‌دست‌هایش

پدرسالاری و هم‌دست‌هایش
به گمان من یک نمونه در هم تنیده بودن فرهنگ، اقتصاد و حقوق را در ایران می‌توان در رابطه درونی بین پدرسالاری، توسعه کاپیتالیزم، و قوانین ارث دید. در این‌جا میزان ارثی که هر یک از اعضای خانواده با توجه به جایگاه خود در نظم پدرسالار می برند (پسر دو برابر دختر، مادر در نبود اولاد یک سوم، پدر در نبود اولاد دو سوم، زن بدون فرزند یک چهارم، شوهر بدون فرزند یک دوم، و پسر ارشد به عنوان ولی میت و میراث‌بر انگشتر و شمشیر وغیره) با میزان قدرتی که آن‌ها در این نظم دارند تناظر چشم‌گیری دارد. مشخصا برادرها در مجموع و برادر ارشد به طور خاص و گاه مادر به همدستی با پدر و پدربزرگ در تحکیم این نظم پدرسالار برمی‌خیزند چرا که به مرور زمان تحکیم این نظم را بیشتر از برهم زدن آن در راستای منافع خود می‌بینند.
از سوی دیگر توجه به این قانون به خوبی مشخص می‌کند که چرا مساله ارث در یک سده اخیر، و یا به عبارتی توسعه کاپیتالیزم و غلبه تدریجی آن بر نظم فئودالی در ایران پررنگ‌تر و بحرانی‌تر شده است. با رشد مفهوم مالکیت در اثر حاکم شدن روابط سرمایه‌داری‌ (برای مثال رشد خرید و فروش زمین)، اهمیت یافتن ارزش مبادله و امکان تجمع ثروت در این نوع از روابط، نظم پدرسالار هم با تکیه بر اعمال شدید قانون ارث به تحکیم خود پرداخته است. در این بین افراد بالادست در این نظم با آگاهی مستقیم یا غیرمستقیم از منافعشان در این نظم و جایگاهی که در سلسله مراتب پدرسالاری دارند به تحکیم این سلسله مراتب و تثبیت ارزش‌هایی که آن را پوشش می‌دهد می‌پردازند. برای مثال آن‌‌ها نیز به ترویج سن‌سالاری (تثبیت مفاهیمی چون برادر بزرگ‌تر، گاه خواهر بزرگ‌تر)، ترویج فرادست دیدن مرد بر زن، ترویج ارزشمندتر شدن زن در صورت مادر شدن و غیره پرداخته‌اند.
Abanindranath Tagore, 1913

13895520_10206827702787259_2240825309334594758_n

چگونه می‌شود پدر را خارج از چارچوب پدرسالاری تجربه کرد؟
پدرسالاری ـ آن‌طور که از نامش برمی‌آید ـ تنها جایگاه والایی برای پدر قائل نیست، بلکه از نظر اخلاقی خودش را با سن‌سالاری، تجربه‌سالاری، عرف سالاری و مردسالاری فربه می‌کند. از این روست که پدرسالاری نه فقط نابرابری پدر را با سایر اعضای خانواده تحکیم می‌کند، بلکه در بین تک‌تک دیگر افراد خانواده نیز با توجه به عرف و مفاهیم سن، مردانگی و تجربه سلسله‌مراتب تولید می‌کند. پدرسالاری یک سیستم روابط اجتماعی ست که نه تنها روش‌های زیستن و شیوه تقسیم اقتصادی در چارچوب خانواده، که تفکر وعاطفه را نیز مدیریت می‌کند. از همین روست که هر تعریفی از پدر بایستی هم‌زمان نقد سیستمی باشد که رفتار، تفکر و عواطف را در پدر جاساز می‌کند. تمجید پدر یا مادر بدون نقد ساختاری که درون روابط آن زیست و فکر می‌کنند، تحسین سیستم اخلاقی ست که نابرابری را به طور سیستماتیک درونی می‌کند.

خانه پدری (5)

پدرسالاری، خشونت و پنهان‌کاری:
فیلم خانه پدری داستان یک جنایت است که پدری (مهران رجبی) با همدستی پسر کوچکش (در بزرگسالی با بازی مهدی هاشمی) انجام می‌دهد و بعد با گذر عمر توسط پسر این پسر (شهاب حسینی) نیز پنهان می‌شود. از این نظر داستان این فیلم داستان همدستی یک نظم پدرسالار در پنهان کردن یک کشتار است. نیای این فیلم نه خشت و آینه‌ی ابراهیم گلستان، که شب قوزیِ فرخ غفاری است چرا که در هر دو پیشبرنده اصلی فیلم نه یک کودک، بلکه یک مرده است. قهرمانِ خانه پدری نیز جسد دختری ست که همان اول فیلم توسط پدرش با هم دستی برادرش به قتل می‌رسد.

از آنجا که پدرسالاری ناتوان از ایجاد یک سیستم بر محور برابری ست، لزوما به خشونت منجر می‌شود و در نتیجه حاوی یک سیستم پیچیده‌ی توجیه خشونت و یک روش پنهانکاری (به مثابه‌ی یک خشونت در تاریخ‌نگاری) است. در فیلم خانه پدری دلایل پدربزرگ، پدر و پسر در پنهان کردن یک قتل خانوادگی متفاوت است و در طول زمان نیز تغییر می‌کند تا از نیاز به قتل برای حفظ ناموس خانواده شروع شود و به نیاز به جابه‌جا کردن استخوانها برای تسریع تخریب خانه کلنگی و بالا بردن آسمانخراش برسد. از این نظر وقتی به درستی می‌توان منطق خشونت را در یک نظم پدرسالار و عوامل یاری‌گر و توجیه‌هایشان را شناخت که از دید قربانی به آن نگاه کنیم، از دید قربانی‌ای که سیستم پدرسالار حتی حاضر نیست بپذیرد او را به مسلخ برده است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *