ّّّIn case of nothing

وقتی از سرزمین شنی بیرون می آیی، آیا شن تو را به یاد خواهد داشت؟
in case of nothing روایت هایی از دو نفر است که یکی (لوون هفتوان) بسیار چاق است و دیگری بسیار آزار دهنده (سینا گیلانی). یکی صحنه را با نفس هایش می گیرد، دیگری با وراجی هایش. یکی داستانی برای روایت دارد که آغاز و پایان دارد ولی میانه ندارد و دیگری داستانی برای روایت دارد که میانه دارد ولی آغاز و پایان ندارد. یکی در داستان گویی می خواهد سر اصل مطلب یا همان راز خود برود، اما راز او چند سطر هم طول نخواهد کشید، دیگری در داستان گویی تمام تلاشش آن است که از رازش فرار کند چرا که می داند روایت یک کیف است که همه می خواهند بدانند توی آن چیست. وقتی بدانند همه چیز تمام می شود.
***
این تئاتر تلاشی ست برای بازخوانی میراث تئاتر ابزورد (خاصه سه اثر بکت: در انتظار گودو، آخرین نوار کراپ، و آخر بازی) برای پیوند دادن آن با مفهوم مهاجرت/تبعید. اگر چه باز هم شخصیت ها معنایی نمی سازند،‌ اما این بار آن چه در انتظارش هستند نه گودویی ست که باید بیاید، بلکه داستانی ست که باید زندگی فرد را یکپارچه کند. آن چه معنا را باخته است تنها این نیست که به دلایلی که نمی دانیم می خواهیم به سرزمینی برگردیم که پدرانمان از آن گریخته اند، یا این نیست که به دلایلی که نمی دانیم گذشته را در شن با خودمان حمل می کنیم. آن چه معنا را بازانده گسستی ست محصول مهاجرت/تبعید که برای پر کردنش مصالح کافی نداریم.
in case of nothing روایتی ست دو زبانه از شخصیت هایی که آن چه آن ها را به هم وصل می کند عادت جست و جوی لغات زبان انگلیسی در لغت نامه است و آن چه آن ها را لو می دهد مراجعه ایست به زبان مادری در لحظه های هیستری. تسکین هیستری به زبان مادری ست. در هیستریک ترین لحظات است که فریادی تحکم آمیز ما را یکپارچه می کند.
عکس: لوون هفتوان در صحنه ای تئاتر In case of nothing
عکاس: مهرناز منصوری

702223982_29945

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *