به مسیحی دیوانه

ارنست همینگوی
ترجمه: م. گ

—-
گربه ای بود که اسمش مسیحی دیوانه بود
اصلا آن قدر عمر نکرد که بگاید
قلب شادی داشت، جوان بود و خوش تیپ
و همه اسرار زندگی را می دانست
همیشه به موقع برای صبحانه حاضر می شد
روی پایت می جهید و می افتاد دنبال توپ
از هر اسب چوگانی سریع تر بود
در طول زندگی اش حتی یک دقیقه هم نگران نشد
دمش بالی بود که باهاش می جهید
او مثل شب سیاه و مثل نور سریع بود
برای همین گربه های بد توی پاییز کشتندش.
—-
فینکا ویجیا, کوبا, حدود ۱۹۴۶

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *