یک پاپکورن بزرگ شما را به مهمانی دوستانش دعوت کرده است. شما نمی دانید چه لباسی برای این مراسم بپوشید. آیا باید کت و شلوارتان را بپوشید یا به لباس های خیلی صمیمی تری مراجعه کنید؟ نمی دانید وارد آن جا که می شوید ممکن است پایتان روی پاپکورن های ریخته روی زمین برود و کسی را ناراحت کنید یا این که همه پاپکورن ها خودشان را با بهترین تجهیزات حفظ کرده اند و محکم هستند. حتی به صنعت چسب زدن دانه های پاپ کورن به یکدیگر فکر می کنید.
این ها همان قدر برایتان عجیب است که خاطره ی آن روز که با پدرتان به بیابان رفتید چرا که پدرتان می خواست یک کاکتوس خیلی گنده را متلاشی کند. یک بمب خانگی ساخته بود و با احتیاط آن را تا بیابان حمل کرد و پای یک کاکتوس را کند و کمی از بدنه ی آن را هم با چاقو خراش داد و بمب را گذاشت آن جا. بعد از بمب فاصله گرفتید و پدرت به تو گفت: “آماده هستی؟ یادت باشد این بین خودمان می ماند.”
درست عین حرفی که پاپکورن وقتی که شما را به مهمانی دعوت کرد گفته بود.