پیکار وحشت

حسن محمودِ شاعر می سراید:

این جا به اضطرار در این عالم فنا

زندان سرایِ زحمت و پیکارِ وحشت است

پیکارِ وحشت. چه تعبیر خوبی ست برای این نقاشیِ بروگل. در نقاشی “پیروزی مرگ”(1562)  اثر بروگل، این ارتش استخوان ها هستند که به تار و مار حیات می پردازند. زندگی به گوشه ای از این دشت پهناور خزیده است. مرگ گستره ی عمده ی جغرافیای هستی ست. همه ی اقشار اجتماعی هستند. بازی های آن ها روزها، تخته نرد و ورق های بازی. اسکلتی در حال پای کوبی روی ارابه ای که دارد صورت انسانی را له می کند. همه ی تکنیک های اجرای حکم اعدام در زمانه ی خودش را هم کشیده است: سر بریدن، بر دار آویختن و تخته بند زدن.

اگر حسن محمود (و اصولا شاعر قرون وسطی ایرانی) ادامه می دهد:

آن جا دل است بی غم و جان است بی عنا

و این جا حیات و موت و سلامت مشقت است

یعنی می توان با خیال جهانی دیگر مشقات این پیکار را تحمل کرد، اما در این ترسیمِ بروگل هیچ نشانه ای از خیالِ یک جهانِ دیگر نیست. تنها پیکار ممکن، پیکارِ سرتاسر وحشت است.

018Bruegel-TriumphOfDeath

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *