بایگانی برچسب: کرمان

از شیراز به کرمان، هزار و هشتصد و هشتاد و هشت 

از شیراز به کرمان، هزار و هشتصد و هشتاد و هشت
خدمت سرکار دکتر براون صاحب، برلیس صاحب می‌گوید نه هفته <و نه> وقت دارید تا اول اکتبر اگر راست به شیراز بیاید و معجلا از راه بوشهر بروید به وقت می‌رسید. حال اگر می‌آیید زود اطلاع بدهید کاغذ از لندن چند دانه حاضر است چه کنم. کلید صندوقخانه را اگر نمی‌آیید زود بفرستید اسباب شما را بیرون بیاورم بفرستم. حیدرعلی
خدمت سرکار حکیم صاحب دکتر براون مفتوح شود.
(ارشیو‌ ادوارد براون؛ دانشگاه کمبریج)

شعر درباره تریاک در دفتر براون

البته معروف است و‌ من هم پیش از این شرح دچار شدن براون به تریاک را به جهت مداوای درد چشم در کرمان نوشته‌ام؛ این صفحه در ارشیو براون (دانشگاه کمبریج) به دستخط خود براون تجربه او را از طریق بیتی مشهور خلاصه کرده است:
حضرت افیون ما هر مرضی را دواست
لیک‌ چو عادی شود خود مرض بی‌دواست.

تلگرام شخصی با نام علی اکبر نوری (از یزد) به جهت ادوارد براون

تلگرام شخصی با نام علی اکبر نوری (از یزد) به جهت ادوارد براون در کرمان،
هزار و هشتصد و هشتاد و هشت، ارشیو براون در دانشگاه کمبریج.
متن:
خدمت سرکار ملاطفت و محبت‌شعار مستر دکتر ادوارد براون صاحب انگلیس دام مجده و زید لطفه عرض ارادت دارم. زیارت رقیمه کریمه مسرت بخش خاطر شد، از سلامتی مزاج شریف شاکر شدم. جواب امروز با پست عرض شد. تا کرمان تشریف دارید از سلامتی حالات بی‌اطلاعم نگذارید. در جواب تلگراف مژده صحت‌مندی را بفرمایید. آقایان دوستان سلام زیاد می‌رسانند. خدمت بندگان سرکار سرتیپ پستخانه دام اقباله عرض بندگی دارم. فرمایشات را حاضرم. علی اکبر نوری.

شعر شاه نعمت الله در دفتر ادوارد براون

شعر معروف شاه نعمت الله ولی (کرمان دل عالم است…) در‌‌ دفتر روزنگار ادوارد براون (احتمالا به دستخط یکی از معاشرین محلی براون چرا که با خط او تفاوت دارد)، سال هزار و هشتصد و هشتاد و هشت؛ ارشیو براون در دانشگاه کمبریج

کلیسای سنت اندرو، کرمان

کلیسای سنت اندرو، که توسط مبشران مسیحی در کرمان ساخته شده بود و حالا تخریب شده است.
عکس تاریخ‌گذاری دقیق نشده، بین هزار و‌ نهصد شش تا هزار و‌ نهصد سی و هشت گرفته شده.‌ عکس را در آرشیو عکس‌های جامعه میسیونری کلیسا در دانشگاه کمبریج پیدا کردم.

کوپن نان در کرمان

کوپن برای «نان» در کرمان ۱۸۹۶؛ در دوره حکمرانی عبدالحسین میرزا فرمانفرما
تصویر از‌ چاپ هزار و هشتصد و نود و هشت از کتاب الا سایکس «سفر در ایران، دوپا یک سوی زین». در چاپ‌های بعدی دیگر این عکس را در کتابش نگنجانده

مادربزرگ، مادر و‌ دختر (جوپار، هزار و‌ سیصد و سی و دو)

مادربزرگ، مادر و‌ دختر (جوپار، هزار و‌ سیصد و سی و دو)، عکس از کتاب «ماهی سفید کور در ایران»، سفرنامه‌ی آنتونی اسمیت عضو هیات دانشجویان آکسفورد در سفر تحقیقاتی تابستانی به کرمان

بی‌بی‌طاهره روحی

براساس روایت هما‌ روحی (سرلتی) در زندگی‌نامه‌ای که نوشته است اولین زنی که در کرمان بدون حجاب در اماکن عمومی ظاهر شد (سال هزار و نهصد و سی پنج) بی‌بی طاهره روحی بوده است. این از این نظر جالب است که بی‌بی طاهره دختر روحانی مبارز مشروطه ملا محمد جعفر کرمانی (ته باغ‌لله‌ای) و در نتیجه خواهر شیخ احمد روحی (هم‌رزم میرزا آقاخان کرمانی که در پی قتل ناصرالدین شاه با هم جانشان گرفته شد) بوده است.

دیکشنری محاوره فلات

کنسول فلات در دوره کنسولگری دو ساله‌اش در کرمان (هزار و نهصد و یک تا سه) همچنین شروع به نگارش دیکشنری محاوره‌ی انگلیسی به فارسی کرد و آن را در سال هزار و نهصد و چهارده، وقتی که به کمبریج رفته بود، منتشر و به لرد کرزن تقدیم نمود. بنا به مقدمه‌ای که بر این دیکشنری نوشته است در نگارش آن از دوستان فارسی زبان متعدد خود در دوره خدمتش در کرمان بهره برده و بعدها نیز مداخل آن توسط محمد کاظم شیرازی، معلم فارسی عضو هیئت امتحان در کلکته و آقای آر اف ازو، معلم عربی در هیئت امتحان در کلکته بررسی شده‌اند. در نگارش این دیکشنری، فلات همچنین به دیکشنری انگلیسی به فارسی آرتور ولاستون (که دو دهه قبل منتشر شده بود) توجه داشته و در نتیجه از یاری‌رسانی میرزا محمد باقر بواناتی، که غیر از کمک به دیکشنری ولاستون، معلم ادوارد براون و‌ نویسنده‌ی «شمسیه لندنیه» بوده، بهره‌ برده است.
دلیل اصلی نگارش و انتشار دیکشنری توسط فلات را نیز (همچون انتشار «حاجی بابای اصفهانی») باید در اهمیت تازه‌ای که ایران در اواخر قرن هجدهم برای سیاست خارجی انگلیس پیدا کرد جست‌و جو کنیم، نگاه تازه‌ای که اثر لرد کرزن به نام «مساله ایران» آن را نمایندگی می‌کند.
در مقدمه‌ی کوتاهی که فلات در اوایل قرن بیستم بر این دیکشنری نوشته، بر تفاوت‌های کاربرد کلمات فارسی در ایران، افغانستان و هند اشاره دارد و بر آن است که این تفاوت تا حدی ست که هندی‌ها و ماموران بریتانیایی که فارسی را در هند می‌آموزند در مراجعه به ایران اشتباهات زبانی کرده و حتی گاه جملاتشان برای مخاطبانشان غیرقابل درک می‌شود. از موارد تفاوت گرامر‌ در مقدمه خود بر «حاجی بابا» به تفصیل سخن رانده؛ اینجا بر تفاوت معنای کلمات توجه دارد. چند تا را برایتان می‌نویسم: در هند به آنچه که در فارسی ایران «ببر» گفته می‌شود «شیر» گفته می‌شده و برعکس. در فارسی محاوره در ایران «غلط کردن» معنای سنگینی داشته و «اشتباه کردن» رایج بوده؛ برخلاف فارسی هند. به جای «رخصت» که در هندی کاربرد متداول داشته در فارسی ایران «مرخصی» به کار می رفته.
(یک نکته جالب دیگر از این مقدمه: فلات اشاره دارد که برخی اصطلاحات مثل اینکورپوریال بادی (جسم غیرخاکی) به هیچ وجه در انگلیسی کلمات محاوره نیستند اما از انجا که در ایران استعمال روزمره دارند او ناگزیر آن ها را در دیکشنری خود آورده است!).
هم به طور کلی و هم اگر بخواهم در ترجمه‌ای زبان اواخر قاجار را بسازم حتما به این دیکشنری مراجعه می‌کنم. برخی معادل‌ها خیره کننده است.