بایگانی برچسب: مرگ شب شعر

مرگ شب شعر

شب شعر به عنوان واحد تعیین کننده در تولید زیبایی شناسی شعر ایران مرده است. با بالا گرفتن گروه های آنلاین، با اهمیت یافتن روزافزون فیس بوک به عنوان مدیوم عرضه و بازخورد شعر، شب شعر در معنای پیشین خود از تسلط افتاده است. با مرگ شب شعر و آنلاین شدن جدال های زیبایی شناسانه، حضور فیزیکی شاعران، و جدال دست ها، جای خود را به حضور آنلاین و جدال عددها داده است.
بسیاری از شعرایی که رشد و نمو اولیه شان در عصر شب شعرها بوده است، منتقد همه نویسی رایج در فیس بوک هستند. به نظر این افراد این همه نویسی منجر به ساده نویسی، تکنیک زدایی از شعر، و شهرت های کاذب شده است. اما آیا نقادی هایی از این دست در نقد خود از وضعیت موجود، میل به جلو دارند یا به پشت سر؟
به نظر می رسد که تبار شب شعر در معنای مدرن آن را می توان به عصر افشاری برد. در این دوره انجمن اصفهان به تغییر مکتب مسلط در شعر ایران رو آورد و با پیش انداختن مکتب بازگشت، زیبایی شناسی ای را رونق بخشید که می توان آن را هم سو با فرایندهای دموکراتیک کردن ادبیات ایران دید، فرایندی که هدف مخاطب شعر را از مخاطب نخبه به مخاطب عام برد و برای این کار با تقویت جریانی که از یکی دو قرن پیش شروع شده بود، در زبان شعر و زیبایی شناسی شعر عصر خود مداخله کرد. این جریان بعدها در دربار فتحعلی شاه نیز پیگیری شد.
مدرن شدن رفتارهای ادبی در ایران منجر به امکان تولید و عرضه شعر در خارج از چارچوب های دولتی، خانقاهی و بارگاهی شد. در قرن بیستم در ایران شب شعر به محل عرضه شعر و ارتباط بی واسطه شاعر با مخاطب (که از جنس مردم بود) تبدیل شد. شب شعر اهمیت حضور شاعران، اجرای شعر، تضادها و تعارض های شیوه زندگی و سلوک رفتاری شعرا را به رخ می کشید. در نتیجه شب شعرها به محل جدال و کشاکش زیبایی شناسی های متفاوت (هنری و سیاسی) تبدیل شد.
در نتیجه تغییر مدیوم، کشاکش های زیادی کنار رفته و کشاکش ها تازه ای پدید آمده است. مفهوم کاریزما که در شب شعرها اهمیت خاصی داشت جای خود را به شهرت داده است. مفهوم حلقه و مرید و مرادی که در کشاش های سابق عمده یک طرفه از طرف مرید به مرشد بود حالا لاجرم در شمارش اعداد به تبادل و تمجید دوطرفه تبدیل شده است. صدای دست ها تبدیل به عدد لایک ها شده است. اهمیت سیاسی شب شعرها کم تر شده است. اهمیت تاریخ عرضه شعر بر تاریخ سرایش پیشی گرفته است. مفهوم سابقه اهمیت سابق خود را از دست داده است. روابط با حلقه های شعری دیگر، دوستی ها و هم نشینی های شبانه جایگاه کم رنگ تری یافته اند و جای خود را به نتورک آنلاین داده است. تنوع ادبی نه فقط غیر قابل انکار که غیر قابل پس زدن شده است. زیبایی شناسی ها هم عرض شده اند و اهمیت اجرا جای خود را به اهمیت تبلیغ داده است. فیسبوک نه فقط مرز شعرهای شهرستان و تهران را برداشته که مرز شعر داخل و خارج ایران و حتی شعر ایران و افغانستان را برداشته است یا دارد بر می دارد. همه نویسی شعر دارد تقویت می شود و جای نخبه باوری تنگ تر میشود.
در نتیجه می توان گفت میراث عصر جدید در شعر ایران، مفصل و پیچیده است. به جای نقد “شعر فیس بوکی” باید پذیرفت که مدیوم تولید زیبایی شناسی شعر برای همیشه تغییر کرده است، تنها در این صورت است که نقد شعر امروز از نوستالژی عصر شب شعر فاصله می گیرد. وضعیت موجود متفاوت است و متفاوت خواهند ماند. عصر جدید برای نوجویان ادبی گرچه حاوی نشانه هایی از قدرت یافتن نوعی از مکتب بازگشت ادبی (البته با مداخله اکثریت آنلاین و نه معدود نخبگان ادبی) است، اما از سوی دیگر محدودیت های عرضه را برداشته، و مشروعیتی که سرمایه و دولت به شب شعرهای سنت گرا می داد را بی رنگ کرده است.