مسألهای که در روزهای اخیر درباره سه شعری که بهتازگی در سایت شاملو به نام احمدرضا احمدی منتشر شدهاند توسط چند نفر از اهل فن مطرح شده، بیش از آنکه یک بحث صرفاً ادبی باشد، به یک مسأله اسنادی و روششناختی بدل شده است. تردید در اصالت این اشعار، از نسبت دادن آنها به هوش مصنوعی گرفته تا ادعای ناسازگاری سبکی، در حالی طرح میشود که بخش مهمی از شواهد موجود نادیده گرفته شدهاند.نخست، این ایراد که چرا این اشعار پیشتر منتشر نشدهاند، اساساً محل بحث را نادیده میگیرد. کل ماجرا دقیقاً در همین نکته نهفته است: این آثار برای نخستینبار از روی نوار پیاده شدهاند و در نتیجه، طبیعی است که پیش از این در مجموعههای چاپی نیامده باشند. عدم انتشار پیشین، بههیچوجه دلیلی بر جعلی بودن نیست.دوم، ادعای فقدان سند نیز با دادههای موجود به هیچ وجه همخوانی ندارد. در پرونده منتشرشده در سایت شاملو، نهتنها متن پیاده شده اشعار بلکه دو اجرای صوتی از خود احمدرضا احمدی نیز ارائه شده است. در یکی از این فایلها، شاعر در گفتوگو با افرادی چون پاشایی و کامران شیردل، بهصراحت درباره زمان سرایش، محل ثبت شعر در دفترهایش، صحبت می کند و ان دو نیز درباره ویژگیهای مضمونی آنها سخن میگویند. این سطح از شواهد گفتاری و زمینهای را این دوستان به طور کلی نادیده گرفته اند، که واقعا عجیب است بهویژه وقتی خود شاعر در حال توضیح و دفاع از اثرش است.سوم، فرضیههایی مانند «سرودن تفننی» نیز با محتوای همین گفتوگوها تضعیف میشود. احمدی در این گفتگوها با جدیت از این اشعار سخن میگوید و حتی به امکان ترجمه آنها به زبانهایی چون ایتالیایی و انگلیسی اشاره میکند. این نشانهها حاکی از آن است که شاعر این آثار را بخشی از کار جدی خود میدانسته، نه تجربهای حاشیهای یا گذرا.در نهایت، استناد به «ناسازگاری سبکی» نیز استدلالی سست است، بهویژه درباره شاعری چون احمدی که در طول چند دهه فعالیت، دچار تحولها و تنوعهای سبکی متعددی بوده است. تقلیل کارنامه چنین شاعری به یک الگوی ثابت سبکی، نهتنها سادهسازی است، بلکه نشانهای از خوانش و شناخت محدود آثار اوست. احمدی از قضا در مقاطع مختلف، از جمله در واکنش به بمباران عراق، برخی از مهمترین و تأثیرگذارترین شعرهای ضدجنگ در ادبیات معاصر فارسی را سروده است؛ آثاری که خود نشان میدهند جهان شعری او بهمراتب متکثرتر و سیالتر از آن است که بتوان به چند ویژگی ساده تقلیلش داد. (بنگرید به اشعار به مجموعه شعر «قافیه در باد گم می شود» در دهه شصت، منجمله شعرهای ما صبح فردا امتحان داریم و شعر در میان ان غزلها).
بر این اساس، آنچه در این میان رخ داده، خلط دو سطح متفاوت از بحث است: نقد ادبی از یک سو، و تردید در اصالت از سوی دیگر. اولی کاملاً مشروع و حتی ضروری است؛ هر کسی میتواند این اشعار را ضعیف، ناموفق یا ناسازگار با سلیقه خود بداند. اما دومی، یعنی ادعای جعلی بودن، نیازمند شواهد محکم و توجه دقیق به اسناد موجود است. نادیده گرفتن این شواهد و در عوض، تمسخر یا داوری شتابزده و بدتر از هر دو پیشنهاد جعل هدفمند این اشعار، نه به روشنتر شدن بحث کمک میکند و نه به نقد ادبی اعتباری میبخشد بلکه برخی دعواهای نعمتی-حیدری را از عرصه سیاسی به عرصه ادبی میکشاند.حتی اگر این اشعار در منظومه فکری یا سلیقه سیاسی برخی نگنجند و به همین دلیل مورد تمسخر یا بیاعتنایی قرار گیرند، این امر هیچ تغییری در یک واقعیت اسنادی ایجاد نمیکند: شواهد موجود بهروشنی نشان میدهد که این اشعار از آنِ احمدرضا احمدی هستند. از این رو، تردید افکندن در اصالت آنها و سپس نقد یا تمسخرشان بر این مبنا، بیش از آنکه موضعی انتقادی باشد، نوعی خطای ادبی و روششناختی در مواجهه با متن است.برای شنیدن صوتها به لینک زیر مراجعه کنید: