بایگانی برچسب: تبلیغ

شعر و تبلیغات

لباب الالباب نوشته محمد عوفی قدیمی ترین تذکره شعرای فارسی ست که به دست ما رسیده است (اوایل قرن هفتم). نویسنده مقدمه این کتاب را به دفاع از شعر و طبقه شعرا اختصاص داده است. عوفی در این مقدمه اشاره به این می کند که در لغت عرب به شتر حرف می گویند و از این جا به شباهت حرف و شتر در رساندن محتوا / بار اشاره می کند. بعد با تشبیه سخن به چشمه آب حیات، اشاره می کند که این چشمه از ظلمتِ دوات بیرون می آید و از آن خضرِ نظم و نثر به حیات می رسند. بعد به بحث لزوم نیاز به شعر می رسد و داستانی را تعریف می کند که طی آن شبی افاضل در بارگاهی جمع بوده اند و در بابِ خوب یا بد بودن شعر به دو گروه تقسیم شده بودند. یک گروه شعر را حُسن می دانستند و یک گروه شعر را شعاری مذموم که یا در مدح است یا در ستایش چهره زنان و در هر دو حالت هم دروغ صریح و کذب می گوید. بالاخره کسی در میان جمع می بیند که تفوق با مخالفان شعر شد در حالی که شعر است که “قُرب ملوک و وزرا و مقارنت صدور و کبرا” بواسطه ش میسر می شود. از این رو در دفاع بر می خیزد و می گوید: شعر از همه چیزها بهتر است به این خاطر که هر چیزی که دروغ به آن بپیوندد زشت می شود اما اگر دروغ به شعر بپیوندد حُسن شعر بر قُبحِ کذب ارجح می شود. او می گوید: “شعر است که چون اکسیری مس دروغ را زر خالص لطیف می گرداند.” این دلیلی می شود که همه افراد آن جمع به درستیش اقرار می کنند و عوفی مبنای استدلالی خود در دفاع از شعر را بر آن استوار می کند. پس فواید شعر به طور خلاصه این دو است: شعر نزدیکی فرد ضعیف به منابع قدرت را تسهیل می کند و در ثانی شعر از دروغ قدرتمندتر است.
در روزگار ما شعر گرچه هنوز در موارد محدودی قُرب ملوک و وزرا می آورد، اما دیگر آن شاهراهی نیست که زمانه ای پرواز از طبقات بی کسی و زندگی در بارگاه ملوک را ممکن می کرد. حال عینی ترین بار عمومی که بر دوش شعر مانده در عرصه تبلیغات است: تبلیغات دولتی و تبلیغات کالا. تبلیغات دولتی ش در روزهای انتخابات یا به قصد منظوم یا مخیل کردن ایدیولوژی از شعر بهره می برد و شرکت ها و کالاها به طور روزمره و در بیلبوردها، به جهت هویت سازی برای برندها. عکسی که این زیر می بینید تبلیغ تتو کردن در متروی تورنتوست: “پوست شما، داستان شما”. این می توانست سطری از شعر من یا شعر شاعری دیگر باشد. شاعر مدرن شاید نمی دانست وقتی که می نویسد نه فقط برای خودش، که در صورت موفقیت برای شرکت ها، کالاها و خدمات نیز هویت می سازد.
شاعر اکنون اما خود حساسیت زبانی اش را در کشاکش همه عرصه هایی که شعر در آن به کار رفته بار آورده است. برای او مرز شعر برای فروش/ شعر برای زبان، شعر برای شناخت/ شعر برای برند بر هم ریخته. هم زمان که شعر می نویسد ذهنش همان قدر از حقیقت پر است که از برندها، همان قدر از خدا که از شرکت های چندملیتی.

IMAG2179