گودال‌ها

صبح که بیدار شدم حافظیه رفته بود هوا. نمی‌آمد پایین. سوراخ روی زمین زیر قبر جا‌به‌جا می‌شد. استخوان‌های چند شاعر معاصر و یکی دو متولی قاطی شده بود با غبار حضرت حافظ. زمین را پس می‌زدند. بمب حضرت سعدی را شب‌ قبل گودال کرده بود.
ما نشسته بودیم بعضی کنار این گودال، بعضی کنار آن گودال. مشاعره می‌کردیم. شورمان که بالا گرفت به یک نویسنده مزد به دهن فحش دادیم و هورا ‌کشیدیم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *