فرضیه چهارم

 

اختراع دستگاه «ممیزی در حین چاپ» انقلابی در فرهنگ در جامعه بود. این ماشین با پردازشگر عظیم خود قادر بود در حین چاپ‌ موارد سانسور شده در نیم میلیون کتاب را جست‌و‌جو و در صورت وجود مشابهت در متن زیر چاپ خودکار و درجا اعمال کند. برای نویسندگان و ناشرین دو راه وجود داشت: یا‌ امضای قرارداد پذیرش تصمیم ماشین یا آنکه نسخه خود را به تنها هییت بررس به‌جا مانده که معمولا در هرسال چند صد جلدی را تعیین تکلیف می‌کرد ارائه دهند. دستگاه با نور خورشیدی کار می‌کرد و در ساختش از پردازشگر‌هایی که امکان بازتولید حافظه و عملکرد خود را داشتند استفاده شده بود. نامیرایی و فهم قابل به روز شدنش چشمگیر بود. با ورود این ماشین، دولت توانست بیش از نیمی از کارکنان‌ وزارت فرهنگ خود را ترخیص کند و از واریز مبلغ به ده‌ها هزار استاد دانشگاه که پاره‌وقت به کار اصلاحات مشغول بودند معاف شد. یک پیروزی دیگر برای دولت در کاهش رقم هزینه‌ها در بودجه. واگذاری وظایف قوا به دستگاه‌ها از چند سال قبل شروع شده بود وقتی ماشینی با برداشت و تحلیل عکس افراد در هر لحظه از روز که نور افتاب یا هوای ازاد به بدن می‌خورد به پوشش زن‌ها نمره می‌داد و اگر نمره از سطحی پایین تر می‌آمد منجر به بسته شدن موقت حساب‌های بانکی و اپلیکیشن‌های گوشی هوشمند می‌شد.
ممیزان سابق همچون ضابطین از کاربی‌کار شده به نیروی در جست‌و‌جوی کار تبدیل شدند. دولت برای مدیریت اعتراض نیروهای سابق بر تاسیس بیمه برای متعهدین در بین نیروهای بی‌کار تاکید کرد.

یک دیدگاه 1 در “فرضیه چهارم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *