دن‌کیشوت نیمه شب

نیمه‌شب از خواب پرید. کورمال کورمال از اوضاع بحرانی کلی و چند کشتار قابل پیش‌بینی مطلع شد. تا چشمش گرم بود دوباره برهم گذاشت. در رویا کسی ساعتی را پیش رویش گرفته بود که وقت بیداری را یادآوری می‌کرد: بیست دقیقه. براساس خطور ذهنی تقسیم‌بندی کرد: چند دقیقه مشارکت در تظاهرات انقراض، چند دقیقه مبارزه علیه نسل‌کشی، مقداری به بحران سودان و‌ کمی‌ درباره هنگ‌کنگ. تغییر در عراق، ترکیه، ایران. نه گفتن به یک کاندیدای محلی. به دلیل بی‌برنامگی‌ِ ناخودآگاهش فرصت به چندتایی هم نرسید. دن‌کیشوتِ مبارزات سیاسی از خواب بیدار شد، دست‌پاچه از اینکه در بیداری قبوض آخر ماه تعهدات سیاسی را بالانس می‌کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *