خلسه آخر شب

نویسنده‌ای که نمی‌دانست یک جمله را چطور تا جمله بعد بدواند، با تدوین‌گری که گیج شده بود معنای کات زدن خواب به بیداری چیست به تماشای درویش‌های چرخان رفتند. درویش‌های چرخان را یک‌ گروه موسیقی از گروهی دیگر به زبانی دیگر قرض گرفته بود. درویش‌ها که در نبود مرشد، نقطه ثقل چرخ را گم کرده و زبان خواننده را هم نمی‌فهمیدند هریک در گوشه‌ای چرخیدند و گاه به هم یا خودشان تعظیم کردند.
از رقص درویشان‌های چرخان که بلند شدیم به دیدن رقص شکم یک دختر کانادایی که چند ماه در مصر بورسیه گرفته بود رفتیم. شکم دختر که با صدای ساکسیفون می‌لرزید ما داشتیم عسل توی چای می‌ریختیم. وقت خواب آنقدر گذشته بود که پرسش‌هایمان را به فردا موکول کنیم. خبر رسید درویش‌های چرخان ذکر جدید گرفته‌اند این‌بار با نقطه پرگار همزبان و همیشگیشان. همه چیز داشت جفت‌و‌جور می‌شد. نظم، چرخ، معنا. جز دو بار که در‌ اوج ذکر میکروفن سوت کشید خلسه بعد از نیمه شب ما را چیزی بر نیآشفت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *