پاره وقت

پاره وقت
——
همین‌طور که فکر می‌کردم ایرانی‌ها دارند برای یک جنگ داخلی یارکشی می‌کنند به همسرم گفتم راستی میوه برای امروزت چه بگذارم؟
موقع ناهار در دلم به کسی که توی گوش رقیب خوابانده بود آفرین گفتم زود اما فکری شدم مشتریِ در حال عوض شدن را چطور می‌شود قانع کرد؟
غروب با این فکر که ایرانی لولایی ست که در تندباد ول شده به آرامش رسیدم؛ آرامش یک استعاره چند احوال‌پرسی یا چند چرخش پول 
است؟
شب در خواب دیدم ریش‌های بلند جای سرسره‌ی دست را نگه می‌دارند. بیدار که شدم به‌ خودم مشکوک بودم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *