دستگاه

وقتی که دیدم پاکتی برای بسته‌بندی آشغال‌ها نیست و دستگاه خودکار فضولات را بدون بسته‌بندی به جلو پرت می‌کند از خودم عصبانی شدم، جایی برای اعتراف نبود اما برای شلاق زدن به ذهنم نیازی به جا نبود. مشکل اما به همین جا ختم نمی‌شد. اشغال‌های عریان شوت هم که می‌شدند شتلق به دیواری در زیرزمین می‌خوردند و از هم‌گشوده پایین می‌افتادند. حالا پایین باید مدفونشان می‌کرد. دلیلش ساده اما مایوس کننده بود: اساسا حفره‌ای برای عبور آشغال روی این دیوار یا هر دیوار دیگری در زیرزمین تعبیه نشده بود. برخلاف انتظارم اما، این اشتباه معمار نه فقط مرا از عذاب اینکه بسته برای دستگاه شوتینگ نگذاشته‌ام نجات نداد که شرم و عصبانیتم هر لحظه از خودم بیشتر شد.
آیا این دستگاه پرتاب افقی با ان همه تشکیلات اساسا انجا بود که نشانم دهد گرچه کاری از پیش نمی‌برد تاثیری بر من می‌گذارد؟ مثل ‌روزها که گرچه زندگی‌ام را پیش نمی‌برد، ترش‌ترم می‌کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *