دیکشنری محاوره فلات

کنسول فلات در دوره کنسولگری دو ساله‌اش در کرمان (هزار و نهصد و یک تا سه) همچنین شروع به نگارش دیکشنری محاوره‌ی انگلیسی به فارسی کرد و آن را در سال هزار و نهصد و چهارده، وقتی که به کمبریج رفته بود، منتشر و به لرد کرزن تقدیم نمود. بنا به مقدمه‌ای که بر این دیکشنری نوشته است در نگارش آن از دوستان فارسی زبان متعدد خود در دوره خدمتش در کرمان بهره برده و بعدها نیز مداخل آن توسط محمد کاظم شیرازی، معلم فارسی عضو هیئت امتحان در کلکته و آقای آر اف ازو، معلم عربی در هیئت امتحان در کلکته بررسی شده‌اند. در نگارش این دیکشنری، فلات همچنین به دیکشنری انگلیسی به فارسی آرتور ولاستون (که دو دهه قبل منتشر شده بود) توجه داشته و در نتیجه از یاری‌رسانی میرزا محمد باقر بواناتی، که غیر از کمک به دیکشنری ولاستون، معلم ادوارد براون و‌ نویسنده‌ی «شمسیه لندنیه» بوده، بهره‌ برده است.
دلیل اصلی نگارش و انتشار دیکشنری توسط فلات را نیز (همچون انتشار «حاجی بابای اصفهانی») باید در اهمیت تازه‌ای که ایران در اواخر قرن هجدهم برای سیاست خارجی انگلیس پیدا کرد جست‌و جو کنیم، نگاه تازه‌ای که اثر لرد کرزن به نام «مساله ایران» آن را نمایندگی می‌کند.
در مقدمه‌ی کوتاهی که فلات در اوایل قرن بیستم بر این دیکشنری نوشته، بر تفاوت‌های کاربرد کلمات فارسی در ایران، افغانستان و هند اشاره دارد و بر آن است که این تفاوت تا حدی ست که هندی‌ها و ماموران بریتانیایی که فارسی را در هند می‌آموزند در مراجعه به ایران اشتباهات زبانی کرده و حتی گاه جملاتشان برای مخاطبانشان غیرقابل درک می‌شود. از موارد تفاوت گرامر‌ در مقدمه خود بر «حاجی بابا» به تفصیل سخن رانده؛ اینجا بر تفاوت معنای کلمات توجه دارد. چند تا را برایتان می‌نویسم: در هند به آنچه که در فارسی ایران «ببر» گفته می‌شود «شیر» گفته می‌شده و برعکس. در فارسی محاوره در ایران «غلط کردن» معنای سنگینی داشته و «اشتباه کردن» رایج بوده؛ برخلاف فارسی هند. به جای «رخصت» که در هندی کاربرد متداول داشته در فارسی ایران «مرخصی» به کار می رفته.
(یک نکته جالب دیگر از این مقدمه: فلات اشاره دارد که برخی اصطلاحات مثل اینکورپوریال بادی (جسم غیرخاکی) به هیچ وجه در انگلیسی کلمات محاوره نیستند اما از انجا که در ایران استعمال روزمره دارند او ناگزیر آن ها را در دیکشنری خود آورده است!).
هم به طور کلی و هم اگر بخواهم در ترجمه‌ای زبان اواخر قاجار را بسازم حتما به این دیکشنری مراجعه می‌کنم. برخی معادل‌ها خیره کننده است.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *