آن لحظه شکننده می‌آید

فرانک اوهارا
ت. مهدی گنجوی

آن لحظه شکننده می‌آید
وقتی که تو آخرین انگورها را چنگ می‌زنی
و با افسردگی‌ای دقیق
ابرها آرام می‌گیرند

پسری مهره‌هایش را می‌اندازد
و ناگهان سطح یک حوض
در خنده‌ای پرصدا غش می‌کند
ما شبیه برگ‌های مرده.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *