یک غریبه تمام‌عیار یک شب سیاه

شعری از ای ای کامینگز
ت: مهدی گنجوی
—-
یک غریبه تمام‌عیار یک شب سیاه
کوفت جاندار هولی در من درون ــ

که دشوار می‌دید بخشایش را، چرا که
خو(اینطورکه معلوم شد)دم بود او

ـولی اکنون آن اغیار و من چونان
نامیرا یار هستیم یکدیگران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *