سرکوب و تلقین هم‌زمان آرمانشهر

چند شب پیش شانس این را داشتم که در سخنرانی دکتر آصف بیات در رونمایی از کتابشان «انقلاب بدون انقلابیون» شرکت کنم که تحلیل تاریخی ایشان است از نقش «غیاب» ایده انقلابی در روند بهار عربی و شکلی که به نتیجه مطلوب نرسید. اول باید بگویم که به نظرم می‌توان تحلیل ایشان از نقش و دلایل غیاب ایده انقلابی را با قرار دادن آن در بستر تاریخی کردن‌های خلیل رشیدی از خاورمیانه و مشخصا تحلیل‌های آدام هانیه از اقتصاد سیاسی منطقه و مصر در دو دهه اخیر دیالکتیکی بازخواند و بهره فراون برد. در پایان این جلسه اما سوال مدریتور از ایشان درباره یوتوپیا مرا به فکر فرو برد: درست است که امروزه یوتوپیا در اندیشه اجتماعی نفی و غیرهمگانی شده است، اما در عرصه تکنولوژیک و کورپوریشن‌ها بسط یافته است. اینکه چگونه می‌توان این تناقض را توضیح داد که همه ما داستان‌های بسیاری از شهرهای آینده از منظر تکنولوژی و کشفیات پزشکی و امثالهم درونی کرده‌ایم و تحقق آنها را قطعی می‌بینیم ولی از رویابافی درباره عدالت بشری عاجزیم و هر یوتوپیایی درباره عدالت را با شک و تردید انکار می‌کنیم؟ بسیاری از ما به انواع آرمانشهرهای تکنولوژیک باور داریم و مطمینیم حتی بدون مشارکت ما، حتی در فقدان کنونی نشانه‌هایی حاکی از طی شدن روند لازم برای تحقق یافتن آنها، رخ خواهند داد ولی هم‌زمان به هیچ آرمانشهری انسانی و اجتماعی باور نداریم و حتی خیال پردازی به آن را کاری بیهوده و قدیمی می‌یابیم و در عمل تنها آلترناتیو بر وضع موجود را پایان دنیا تصور می‌کنیم؟
این برای من جالب است چرا که به نوعی بازچاپ و ویرایش کتاب «مجمع دیوانگان» صنعتی‌زاده برایم در راستای علاقه‌ام به بازیابی اندیشه و خیال یوتوپیایی بوده است. آن بازیابی اندیشه و خیال یوتوپیایی منجر به تاریخی کردن خیال یوتوپیایی در ادبیات فارسی شده است و نشان داد یوتوپیا به طور طبیعی از دل جنبش مشروطه و ادبیات مشروطه در زبان فارسی به وجود آمد و کمی بعد تبار رمان علمی تخیلی در ادبیات فارسی نیز شد. دوست محققم علی سطوتی قلعه نیز در یادداشتی نشان داد که یوتوپیا‌نویسی خود از خواب‌نامه‌نویسی‌های قرون وسطی و ادبیات قاجار در بافت‌سازی و ساخت خود بهره برده است. در واقع به تعبیری می‌توان گفت که ساختن یوتوپیا در خیال ادبی فارسی همزاد تغییر معنای آینده در طول و پس از جنبش مشروطه بوده است. یعنی از زمانی که آینده در معنای مدرن آن همراه با زوال نظم فئودالی همگانی میشود خیال یوتوپیایی هم در ذهن بافته می‌شود: ذهن آدمی در پی خلق «آینده» از خلق «یوتوپیا» گریزی ندارد. شاید به همین دلیل است که در عمل سرکوب خیال یوتویپایی در زمینه اجتماعی حتما باید همراه شود با ترویج خوش‌خیالانه و غیردیالکتیکی آن در زمینه تکنولوژیک.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *