رازها

یک پاپکورن بزرگ شما را به مهمانی دوستانش دعوت کرده است. شما نمی دانید چه لباسی برای این مراسم بپوشید. آیا باید کت و شلوارتان را بپوشید یا به لباس های خیلی صمیمی تری مراجعه کنید؟ نمی دانید وارد آن جا که می شوید ممکن است پایتان روی پاپکورن های ریخته روی زمین برود و کسی را ناراحت کنید یا این که همه پاپکورن ها خودشان را با بهترین تجهیزات حفظ کرده اند و محکم هستند. حتی به صنعت چسب زدن دانه های پاپ کورن به یکدیگر فکر می کنید.
این ها همان قدر برایتان عجیب است که خاطره ی آن روز که با پدرتان به بیابان رفتید چرا که پدرتان می خواست یک کاکتوس خیلی گنده را متلاشی کند. یک بمب خانگی ساخته بود و با احتیاط آن را تا بیابان حمل کرد و پای یک کاکتوس را کند و کمی از بدنه ی آن را هم با چاقو خراش داد و بمب را گذاشت آن جا. بعد از بمب فاصله گرفتید و پدرت به تو گفت: “آماده هستی؟ یادت باشد این بین خودمان می ماند.”
درست عین حرفی که پاپکورن وقتی که شما را به مهمانی دعوت کرد گفته بود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *